نویسنده: کارل اشمیت
مترجم: علیرضا ابراهیمپورگردرودباری
ناشر: یکشنبه
قطع: رقعی
جلد: نرم
سال: ۱۴۰۴
از منظر دانش حقوق بینالملل، فضاء و ایدۀ سیاسی به خودشان اجازه نمیدهند که از یکدیگر جدا شوند. برای ما، نه ایدههای سیاسی بدون فضاء وجود دارد، و متقابلاً، نه فضاءهای بدون ایدهها یا اصول فضائی بدون ایدهها. آن، بخشی مهم از ایدۀ سیاسی قابل تعریف است که یک قوم معین آن را حمل کند و اینکه آن [قوم] یک مخالف معین در ذهن داشته باشد که ازطریق این ایدۀ سیاسی، کیفیت امر سیاسی را به دست آورد. نظام اروپایی نباید به بهانۀ حفظ وضعیت موجود و مالکیتهای تثبیتشدۀ ارضی، در یک گروسراوم سیاسی که به خودآگاهی رسیده بود، مداخله میکرد. این، ایدۀ سیاسیست که در نظریۀ مونرو با گروس راوم «آمریکایی» مرتبط است. این هستۀ اصلی مؤثر دکترین مونروست، یک اصل اصیل گروسراوم، یعنی پیوند [میان] قومی که ازنظر سیاسی بیدار شده ایدۀ سیاسی، و گروسراوم حاکم توسط این ایده، یک گروسراومی که مانع مداخلههای خارجی میشود. برای تکرار آن [برای خودمان]، نه دکترین مونرو، بلکه این هسته، [یعنی] مفهوم نظم گروسراوم حقوق بینالملل است که قابل انتقال به فضاءهای دیگر، موقعیتهای تاریخی دیگر، و گروهبندیهای دوستـدشمن دیگر است.